تحولات منطقه

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۵۰
کد مطلب: ۱۱۴۵۰۹۶

عبارت پرتکرار، خوش‌آهنگ و غالباً نامفهوم این روزها، چیزی نیست جز «ژئوپلیتیک»! چه آنجا که پسوند نام یک تحلیلگر معمولاً خارجی می‌آید چه آن ‌گاه که برای نشان دادن اهمیت یک مسئله یا وضعیت خاص، با این واژه تزئین می‌شود.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

عبارت پرتکرار، خوش‌آهنگ و غالباً نامفهوم این روزها، چیزی نیست جز «ژئوپلیتیک»! چه آنجا که پسوند نام یک تحلیلگر معمولاً خارجی می‌آید و او را متخصص مطالعات ژئوپلیتیکی معرفی می‌کند (فارغ از روایی و ناروایی)، چه آن ‌گاه که برای نشان دادن اهمیت یک مسئله یا وضعیت خاص، با این واژه تزئین می‌شود.

نقطه دردناک قضیه اما وجود یک ناآگاهی مستمر و مزمن چه در عرصه‌های عمومی و چه در سطوح نخبگانی نسبت به این انکشاف مهم بشری است و حداقل در فضای اندیشه ایرانی، ناشی از یک نگاه ناقص و حداقلی به مفهوم پیچیده جغرافیا به ویژه در آموزش همگانی و حتی آموزش عالی است! آسیب‌شناسی این معضل بماند برای بعد، اما امروز شاید خالی از لطف نباشد پرداختن به چیستی، چرایی و چگونگی ژئوپلیتیک!

با مثال بررسی کنیم؛ دو روستا در امتداد رودخانه‌ای فصلی، یکی در بالادست که می‌شود «علیا»، جریان آب و ورودی جوی‌های محلی را در اختیار دارد و دیگری در پایین‌دست که می‌شود «سفلی»، تنها مسیر ارتباطی با دنیای خارج از روستا را در خود جای داده! اینجا جغرافیا، ارزش‌ها و امکاناتی را در اختیار جوامع (روستاهای علیا و سفلی) قرار داده و با نخستین استفاده از آن امکانات، ژئوپلیتیک عینیت می‌یابد. آنجا که «بالادستی‌ها» در فصل خشک، حقابه «پایین‌دستی‌ها» را تأمین نکرده و در مقابل اهالی سفلی محله، پل ارتباطی آن‌ها با جهان خارج را مسدود می‌کنند، شاهد ژئوپلیتیک خواهیم بود.

قدرت، «دال» مرکزی سیاست است و سیاست، هنر استفاده از قدرت! اما این قدرت منابع مشخصی دارد و محاسبه‌پذیر به ویژه در ساحات مادی! فارغ از این باور راستین که «القوّه لله جمیعا» و رکوع و خشوع در برابر قدرت لایزال الهی، ترتیبات خلقت و نظم جاری در مناسبات طبیعی و انسانی، ما را به شناخت سازوکارهای جاری و استفاده از آن‌ها در راستای همان اهداف عالیه الهی دعوت می‌کند و ژئوپلیتیک یکی از آن‌هاست؛ از مهم‌ترین آن‌ها!

ژئوپلیتیک در سه ساحت اندیشه، کنش و دانش به موضوع همکاری، منازعه و رقابت «برای» و «به‌وسیله» امکانات جغرافیایی مربوط می‌شود و این روزها، ما در حال آشنایی دیرهنگام اما ضروری با داشته‌ها، امکانات و ارزش‌های جغرافیایی هستیم که قادر متعال، به این ملت مبعوث شده ارزانی داشته و آن، تنها تنگه هرمز، وسعت، دسترسی، مجاورت، پراکندگی، تنوع اقلیم و کشیدگی مداری، مورفولوژی و ساختار جغرافیای طبیعی ایران نیست! اینجا جغرافیای انسانی هم از ارزش‌های مغفولی است که حالا به مهم‌ترین ابزار هماوردی جمهوری اسلامی ایران در این نبرد سرنوشت‌ساز تبدیل شده!

جغرافیا واقعیتی پویاست و آن‌ گاه که با ایده‌های سیاسی بارور شود، جغرافیای سیاسی را عینیت می‌بخشد و آنجا که این جغرافیای سیاسی شده، به ابزار کنش بازیگران و عوامل سیاسی تبدیل شود، ژئوپلیتیک وارد صحنه خواهد شد! باشد که در گذار از این نقطه عطف، آنجا که فرصتی فراخ برای تنفس علمی، عمومی و اجتماعی فراهم شد، سیاست‌گذاران و اندیشمندان، بازنگری اساسی در نوع نگاه به مفهوم سرنوشت‌ساز جغرافیا و کاربست عملیاتی ژئوپلیتیک را پیش گرفته و از ظرفیت‌های راهبردی موجود برای تحقق اهداف منطبق‌شده ایران و اسلام استفاده کنیم؛ چراکه ژئوپلیتیک به همان اندازه که می‌تواند یک واژه مبهم و کلافی سردرگم از پیچیدگی‌های غیرضروری باشد، قابلیت ارائه جادویی کم‌نظیر از راهکارها و راهبردهای ترکیبی از انتزاع سیاست تا واقعیت قدرت را داراست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha